تبلیغات
قطره باران

قطره باران
رسم پادشاهان ساسانی چنین بود كه اگر كسی نزد ایشان سخنی شیرین می گفت یا هنری از خود نشان می داد كه مورد توجه شاه قرار می گرفت شاه می گفت : زه
و چون كلمه ی زه بر زبان شاه جاری می شد ، خزانه دار هزار دینار به آن شخص می داد.
روزی انوشیروان سوار بر اسب با همراهیان بسیار عازم شكارگاه بود.راه آنان از كنار دشتی می گذشت.پادشاه،پیرمردی نود ساله دید كه با پشتی خمیده و دست هایی لرزان نهال گردو در زمین می كارد. نوشیروان با تعجب پرسید : پیرمرد گردو می كاری؟
گفت : آری
گفت : خیال می كنی آنقدر زنده بمانی كه از می وه های این درخت كه كاشته ای بخوری؟
پیرمرد گفت : دیگران كاشتند و ما خوردیم ، ما بكاریم و دیگران بخوردن!
نوشیروان از این حرف پیرمرد بسیار خوشش آمد و گفت : زه
در همین وقت خزانه دار هزار دینار به پیر مرد داد. پیرمرد گفت: ای بزرگ مرد ، هیچ كس زودتر از من از میوه ی این درخت نخورد!
شاه پرسید : چگونه؟
پیر گفت: اگر من نهال گردو نمی كاشتم ، شاه از اینجا نمی گذشت ، از من سوالی نمی كرد و من جواب ان را نمی دادم.من این هزار دینار را از كجا می یافتم؟
نوشیروان خندید و گفت: زها زه
خزانه دار دو هزار دینار دیگر به پیر مرد داد ، چرا كه دو بار كلمه ی زه از زبان نوشیروان جاری شد.



[ جمعه 31 تیر 1390 ] [ 06:01 ب.ظ ] [ امین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگی برای پر كردن تنهایی و اوقات فرغت شما كه با خواندن آن
اوقات خوبی را سپری خواهید كرد
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

Rain-drop.blogfa.com your GOOGLE Pagerank  click here

دریافت کد پیج رنک هوشمند