تبلیغات
قطره باران

قطره باران
پیری برای جمعی سخن میراند...

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟



طبقه بندی: داستان و حکایت،
[ جمعه 29 مهر 1390 ] [ 11:15 ق.ظ ] [ امین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگی برای پر كردن تنهایی و اوقات فرغت شما كه با خواندن آن
اوقات خوبی را سپری خواهید كرد
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

Rain-drop.blogfa.com your GOOGLE Pagerank  click here

دریافت کد پیج رنک هوشمند